خرید بک لینک

درباره سایت

190

آخرین مطالب

امکانات وب

وقتو آیدی تلگرام دخترت رو پیدا کردم، چیکار کردم؟ هیچی فقط ازش خواستم از طرف من به خاطر اینکه یهوو غیبم زد، ازت عذر خواهی کنه!!! بهش نگفتم که بگه تا چه حد دلتنگتم... ازش نخواستم که بهت بگه چقدر دوست دارم ببینمت... می بینی تا چه حد لجباز و نسبت به خودم بی رحم هستم؟! ترس دارم. چون می دونم الان دیگه خیلی چیزا تغییر کرده... نمی خوام با نگاه سردت رو به رو بشم... اگه بدونی بعد از ده سال هنوز دلیل اشک ری

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

از خودم متنفرم! متنفرم که هنوزم دیوانه وار دوستت دارم! وقتی میبینم نه میتونم بیام سمتت نه فراموشت کنم، دلم می خواد سر به تنم نباشه! نمی خوام وقتی از خواب بیدار میشم اولین کسی که یادش میفتم ، تو باشی...نمی خوام وقتی پامو از خونه بیرون می ذارم، همش نگاهم به دور و برم باشه به امید اینکه ببینمت. این رو می دونم که آدم نباید چیزی رو که خیلی وقته تموم شده باز از اول شروع کنه، چون هیچ وقت مثل سابق نمیشه!

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

نمی دونم این خلا کی تو زندگیم پر میشه اما می دونم که دیگه هیچ کس رو نمی تونم مثل تو پیدا کنم که برام خاص باشه و همچین حسی رو در من ایجاد کنه! در ضمن اون بخش از قلب آدم ها که برای عشق ورزیدن به آدم های خاص در نظر گرفته شده، قبلا توسط تو اشغال شده و فکر نکنم بشه کاریش کرد...


برچسبها:
نور, مخاطب خاص همیشگی من

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

این حجم دوست داشتن و دلتنگی در برابر مدتی که با من بودی و خاطراتی که ازت دارم بیش از حد زیاده...هیچ عادلانه نبود که این همه کم کنار تو باشم و در عوضش تا این حد بهت وابسته شم. کاش این همه در مقابل تو بی جنبه نبودم! کاش اینقدر که مادر سعی داشت من رو مودب بار بیاره کمی هم رو ظرفیتم کار می کرد...


برچسبها:
نور

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

عقلم خیلی وقت هست که قبول کرده، این علاقه از بیخ و بن اشتباه بوده اما دل بی منطقم هنوز بعضی وقت ها برات پرپر می زنه. وقتی یادم میاد روزایی که می خواستم ببینمت، چه حالی داشتم، دلم به حال خودم می سوزه... وقتی به این فکر می کنم که منم از نظر تو مثل بقیه دانش آموزات بودم ، دلم می خواد از شدت احساس حماقت زیاد سرم رو به دیوار بکوبم... دلم می خواست برای یک بار هم که شده می فهمیدم از همون اول نسبت به من

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

از زمانی که یادم میاد نسبت به خیلی از چیزهایی که مردم علاقه نشون می دن، احساس تنفرداشتم! خیلی وقت ها دلم می خواد با صدای بلند انزجار خودم رو اعلام کنم، اما حیف که دست و پام بستس...تو هم می دونستی که تا چه حد گوشه نشینم، اما نمی دونستی ازش لذت می برم!!! فکر نکن که دچار اوتیسم بودم نه ! اما همیشه انزوا چیزی رو به من می داد که اجتماع هیچ وقت نمی تونست به من بده. در اصل یک جورایی از اجتماع همیشه مت

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

همیشه توی هر نوع رابطه ای(چه بین دو جنس مخالف چه دو تا دوست معمولی) یک نفر اذیت میشه، چون معمولا هر دو طرف همدیگه رو به اندازه هم دوست ندارند. خیلی سخته که مدام به خودت بگی: نمی تونی انتظار داشته باشی اون جور که تو دوست داری، پیش بره! آخه این تو هستی که دوستش داری! تو به اون نیاز داری! این تو هستی که باید همه سختی ها رو تحمل کنی! شاید اون اصلا یک ذره هم حس تو براش اهمیت نداشته باشه پس نمی تونی ت

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

یکی از وحشتناک ترین اتفاقی که می تونه تو زندگی آدم ها بیفته، اینه که دیگه از چیزی لذت نبری...

فک کنم که پیری زودرس گرفتم :)


برچسبها:
نور

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

از وقتی که یادم میاد، زندگی من فقط دو زمان داشت، حال و گذشته! حتی بعضی وقت ها حالم نداشتم! همیشه توی گذشته ها سیر می کردم... انگار من فقط برای این به دنیا اومدم که حسرت آرزوهای محال رو بخورم... مثل گذشته ای که هیچ وقت تکرار نمیشه...


برچسبها:
نور
+ تاريخ جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:57 نويسنده الف. گ

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

بلاخره بعد از مدت ها خوابت رو دیدم!!! خیلی عجیب بود چون خیلی وقته که خواب به این واضحی ازت ندیدم! اغلب یا چهرت قابل تشخیص نبود یا در به در دنبالت می گشتم ولی پیدات نمی کردم... ولی این دفعه فرق داشت!!! کاملا چهرت مشخص بود! اومده بودی خونمون و کنارم نشسته بودی!!!! کاش هیچ وقت بیدار نمی شدم... کاش مید دوباره بخوابم و ادامش رو ببینم... کاش بعضیا می فهمیدن که وقتی آدم داره یه خواب خوب می بینه بیدارش نک

برچسب: نویسنده: پرنیا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:41

صفحه بندی